تبلیغات
عـــــــصر طـــلایـــی ظهـــــــور - عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن كریم احادیث و روایات
عـــــــصر طـــلایـــی ظهـــــــور
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن كریم احادیث و روایات

عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن كریم، احادیث و روایات



مقدمه
 

خطوط برجسته و طلایى تاریخ ملتها متعلق به كسانى است كه با حریت و آزادى زندگى گرده و عزت و شرافت خو را بر هر مال و منالى ترجیح داده اند، كسانى كه از جان و مال و مقام و خاندان گذشته اند اما تن به ذلت نداده اند، افتخار هر ملتى نیز به وجود چنین آزاد مردان است .
ادیان الهى كه انسان را خلیفه خدا و در روى زمین مى دانند ارزش والایى براى مقام را انسان قائل هستند بخصوص دین مقدس اسلام كه بالاترین ارج را براى مقام انسان واقعى منظور داشته است .
و لقد كرمنا بنى ادم و حملناهم فى البر و البحر
و ما فرزندان آدم را بسیار گرامى داشتیم و آنها را به مركب بر و بحر سوار كردیم ....
یعنى این كرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرینش او قرار دادیم . كرامت و عزت و بزرگوارى جزئى از سرشت انسان است . این است كه اگر انسان خود را آنچنان كه هست بیابد كرامت و عزت را مى یابد.
اسلام انسان مومن را عزیزتر از هر موجودى به شمار آورده .
امام كاظم علیه السلام فرمود:
... المومن اغز من الكبریت الاحمر ...
... مومن گرامى تر از یاقوت سرخ است ...
امام صادق علیه السلام فرمود:
المومن اعظم حرمه من الكعبه
احترام مومن از كعبه بیشتر است .
و به هیچ وجه به مومن اجازه نمى دهد كه خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انسانى خود را پایمال كند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
ان الله فوض الى المومن كل شى ء الا اذلاله نفسه
همانا خداوند هر امرى را به مومن تفویض كرده اما ذلیل كردن نفس خود را به او اجازه نداده است .
امام على علیه السلام فرمود:
اكرم نفسك كل دنیه ...
نفس خویش را از هر كار پستى برتر و بالاتر بدار...
امام صادق علیه السلام فرمود:
... و لا تكن واهنا یحقرك من عرفك ...
... و شل و سست مباش كه هر كه تو را ببیند تحقیر كند...
و از طرف دیگر توصیه و سفارش اكید به حفظ عزت و كرامت .
امام كاظم علیه السلام فرمود:
ان اعظم الناس قدرا من لایرى الدنیا لنفسه خطرا
از همه مردم بلند مرتبه تر و عظیم القدرتر آن كسى است كه اگر تمام دنیا را یك طرف بگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنیا مقدم مى دارد.
یعنى حاضر نیست شرافت و كرامت خود را در مقابل این كه تمام نعمتهاى دنیا را به او بدهند لكه دار كند. در این زمینه روایات فراوان است كه در بخشهاى بعد به برخى از آنها اشاره خواهد شد.
حفظ شرافت و عزت نفس براى همه لازم است ، اما براى برخى از اصناف مردم لازمتر است كه در راس آنها نظامیان و حافظان مرز و بوم و آیین قرار دارند، چرا كه عزت آنان ، عزت ملت و شرف و مجد آنان ، مجد و عظمت دین و آیین است .
فالجنود باذن الله حصون الرعیه و زین الولاه و عز الدین ...





عوامل عزت


در سخنان پیشوایان عزت ، مطالبى بسیار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است ،  عواملى كه در سایه آنها مى توان فرد را در چارچوب سیره نبوى تربیت كرد، عواملى كه با تدارك آنها فرد عزیز و در نتیجه نفوذناپذیر، محكم ، راسخ و شكست ناپذیر مى شود. اكنون به مهمترین این علل اشاره مى شود.
اطاعت خدا
هیچ چیز چون بندگى و اطاعت از خدا آدمى را عزت نمى بخشد از پیام آور عزت روایت شده است كه فرمود:
ان ربكم یقول كل یوم : انا العزیز فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز
خداوند هر روز ندا مى دهد كه من پروردگار عزیز شمایم ، و هر كه خواهان عزت دو جهان است ، خداى عزیز را اطاعت كند.
اطاعت خدا ذره ناچیز و حقیر را به بى نهایت عزیز و قوى مرتبط مى كند و از او موجودى سرافراز مى سازد.
از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است :
اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه
هرگاه خواهان عزت شدى ، آن را در اطاعت و فرمانبردارى خداى بجوى .
انسان خواهان عزت ، باید آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد كه پیام آور عزت صلى الله علیه و آله به ابو امامه فرمود:
یا ابا امامه ! اعز امر الله ، یعزك الله
اى ابوامامه ، امر خدا را عزیز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد.
عزیز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبردارى اوست كه كلید عزت یابى است و هیچ چیز چون آن راهگشا به این كمال نیست .
از امیرمومنان علیه السلام وارد شده است :
لا عز الا بالطاعه
هیچ عزتى نیست مگر به سبب اطاعت و فرمانبردارى (خداى ).
مادام كه این رابطه میان مخلوق و خالق هستى وجود دارد، و انسان در مدار اطاعت حق است ، عزت نیز هست و چون از این عهد الهى خارج شود، جز ذلتى خفت بار بهره اى نخواهد داشت .
تقواى الهى
تقواى الهى پوششى است كه آدمى را مصون و محكم و استوار مى سازد و او را از آسیب و سستى و ناراستى حفظ مى كند.
راغب اصفهانى مى نویسد: تقوا از وقایه است و وقایه به معناى حفظ و نگهدارى چیزى است از هر چه كه به (محافظ) قرار دادن از آنچه بیم مى رود (بدان آسیب و زیان رساند).
پیامبر عزت فرموده است :
من اراد ان یكون ان اعز الناس فلیتق الله
هر كه مى خواهد كه با عزت ترین مردمان باشد، پس تقواى الهى پیشه كند.
تقواى الهى در ارجمندى آدمى چنان نقش آفرین است كه از امیر مومنان علیه السلام وارد شده است كه فرمود:
لا عز اعز من التقوى
هیچ عزتى عزت بخش تر از تقوا نیست .
تقوا سرافرازى مى آورد و پرده درى سرافكندگى ، تقوا راه مى نماید و خودخواهى به گمراهى مى كشاند تقوا ارجمند مى كند و گناه خوار مى سازد، تقوا آزاد مى كند و نافرمانى به اسارت در مى آورد، تقوا استوار مى سازد و نفسانیت فرو مى پاشد، و چه نیكو فرموده است امیر بیان على علیه السلام :
التقوى تعز، الفجور تذل
تقوا عزت مى بخشد و تبهكارى ذلیل مى سازد.
بنابراین نسبتى مستقیم و رابطه اى تنگاتنگ میان تقوا و عزت وجود دارد و هر چه بر آن افزوده شود، این فزونى مى یابد. تقواى الهى از چنان جایگاهى در عزت بخشى برخوردار است كه پیشواى پرهیزگاران ، على علیه السلام درباره اش فرمود:
لاكرم اعز من التقوى
هیچ كرامتى چون تقوا، انسان را عزیزترین نمى سازد.
انقطاع
به میزانى كه انسان به خدا تكیه مى كند و از غیر خدا گسسته مى شود، به همان میزان عزت مى یابد. زیرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غیر خدا به دست نمى آید. در خبرى مشهور آمده است كه جبرئیل امین خدمت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله رسید و چنین گفت :
یا محمد! عش ما شئت فانك میت و احبب من شئت فانك مفارقه ، و اعمل ما شئت فانك مجزى به ، و اعلم ان شرك الرجل قیامه باللیل ، و عزه استغناوه عن الناس
اى محمد! هر چه مى خواهى زندگى كن ، اما مردم است ، هر كه را مى خواهى دوست بدار، اما جدایى است ، هر چه مى خواهى بكن ، اما جزاى آن را خواهى دید، و بدان كه شرافت انسان در شب زنده دارى است و عزت او در بى نیازى از مردم .
این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوى است . ارجمندى و بزرگى حقیقى در سایه گسستن از غیر خدا به دست مى آید.
لقمان حكیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع مى خواند و در این جهت تربیت مى كند:
پسرم ... اگر خواهان آنى كه همه عزت این جهانى را داشته باشى ، از آنچه در دست مردم است قطع طمع كن كه پیامبران و راستكرداران به آنچه دست یافتند، منحصرا به سبب قطع طمعشان بود.
اوصیاى پیامبر كه جلوه هاى كامل عزت الهى در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع كاملشان به كمال عزت رسیدند، و از همین روست كه در دعاى شعبانیه امیر مومنان علیه السلام كه بنابر نقل ابن خالویه همه اوصیاى پیامبر آن را مى خوانده اند.
چنین آمده است :
الهى هب لى كمال الانقطاع الیك
خداى من ، مرا انقطاع كامل به سوى خود عطا فرما.
اولیاى خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شكست ناپذیر شدند. این سنت خداست كه هر كس طمع خویش بمیراند، به عزت دست یابد و عزتش پایدار ماند. از امام باقر علیه السلام روایت شده است كه فرمود:
اطلب بقاء العز باماته الطمع
ماندگارى عزت را با میراندن طمع بخواه .
تربیت نبوى به انقطاع مى خواند تا آدمى را از اسارت برهاند و به كمال برساند. زیرا زندگى توام با آزادگى و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمى شود كه پیشواى آزادگان ، على علیه السلام فرموده است :
من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسكن الطمع قلبه
هر كس خواهان آن اس كه در دوران زندگى خویش آزادانه زیست كند، هرگز طمع را در دل خویش جایگزین نسازد.
ایمان
ایمان به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و تواناى جهان ، بالاترین مجد و شرف را براى انسان به ارمغان مى آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگوارى هاى انسان قرار دارد.
من كان یرید العزه فلله العزه جمیعا
لله العزه و لرسوله و للمومنین
امام صادق علیه السلام فرمود:
فالمومن یكون عزیزا و لایكون ذلیلا
مومن عزیز است و هرگز ذلیل نمى شود.
جهاد
جهاد در راه خدا باعث سركوبى دشمنان انسانیت و موجب سرافرازى اسلام و عزت آیین است . تنها وسیله اى كه پیروان حق براى نزدیكى به خداوند بدان دست مى یازند، ایمان به خداوند و فرستاده او و جهاد در راه او، كه بالاترین مرتبه عزت در اسلام است :
و الجهاد فى سبیله فانه ذروه الاسلام
و خداوند متعال جهاد را براى عزت اسلام قرار داده است :
و (افرض الله ) الجهاد عزا للاسلام
و در حدیث دیگر از رسول خدا صلى الله علیه و آله آمده است :
ذروه الاسلام الجهاد فى سبیل الله لایناله الا افضلهم
رفیعترین چشم انداز اسلام ، جهاد در راه خداست كه جز بهترین مسلمانها به آن دست نیابند.
و در سخنى دیگر از رسول خدا صلى الله علیه و آله :
... ان الله تبارك و تعالى اعز امتى بسنابك خیلها و مراكز رماحها
همانا خداوند تبارك و تعالى امتم را به سم ستوران و نوك نیزه ها و سنان ها عزیز و گرامى داشته است .
جهاد و پیكار در راه خدا نه تنها عزت براى كسانى است كه در آن شركت مى كنند بلكه براى نسلهاى آینده نیز موجب عزت و شرافت است .
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
اغزوا تورثوا ابنائكم مجدا
پیكار كنید تا براى فرزندانتان مجد و بزرگوارى میراث گذارید.
امیر مومنان و سرور مجاهدان در وصف جهاد مى فرماید:
بعد از اعتقاد به اسلام ، اشرف اعمال جهاد است كه موجب قوام و استوارى دین است و اجر عظیم دارد و در عین حال با عزت و مناعت همراه است ...
قرآن و اهل بیت
قرآن ، كتاب محكم الهى و اهل بیت عصمت و طهارت دو مشعل فروزان هدایتند كه تمسك به هر دوى آنها و پیروى از دستوراتشان موجب سعادت و ترك آنها یا یكى از این دو موجب گمراهى و ضلالت است .
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
انى تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتى اهل بیتى ...
روشن است كه راه یافته و سیر كننده در صراط مستقیم عزیز است و آنكه از مسیر سعادت منحرف و گمراه گشته ، ذلیل است .
امیرالمؤ منین علیه السلام درباره قرآن مى فرماید:
ثم انزل علیه الكتاب نورا... و عزا لاتهزم انصاره و حقا لا تخذل اعوانه ...
پس قرآن را بر او فرستاد، نورى كه چراغ آن فرو نمیرد... و عزتى است كه یارنش را شكست و ناپایدارى نباشد و حقى كه یاورانش را زیان و خوارى نباشد.
امام صادق علیه السلام نیز در مورد اهل بیت و تبعیت از ایشان مى فرماید:
معنا رایه الحق ، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق ، الاوبنا یدرك تره كل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقكم و...
پرچم حق با ماست ، هر كس از آن پیروى كند به او مى رسد و هر كسى عقب بماند غرق مى شود، همانا به وسیله ما خونبهاى هر مومنى (كه به ناحق كشته شد) گرفته مى شود و به وسیله ما، طوق ذلت از گردنهاى شما برداشته مى شود.
امیرالمؤ منین علیه السلام در این مورد مى فرماید:
بنا اهتدیتم الظلماء و بنا تسنمتم العلیا
به وسیله ما راه یافتید در تاریكى و به وسیله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسیدید.
اتحاد و اتفاق
یكى دیگر از عوامل بسیار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات ، همدلى ، هماهنگى و وحدت كلمه بین افراد آن جامعه مى باشد.
سخنان امیر مومنان علیه السلام در نهج البلاغه ، نكات بسیار ارزنده اى را در این مورد آشكار مى سازد، از جمله در مورد عزت و نیرومندى عرب و جهت اسلام و اتحادشان مى فرماید:
و العرب الیوم ، و ان كانوا قلیلا، فهم كثیرون بالاسلام عزیزون بالاجتماع
و عرب امروز اگر چه در شما اندكند اما با یكدلى و یك سخنى در اسلام عزیزند و بسیار.
و درباره امتهاى گذشته و سرنوشت آنها در حال اتحاد و اتفاق مى فرماید:
پس بنگرید آنگاه كه گروهها فراهم بودند و همگان راه یك آرزو مى پیمودند چگونه مى آسودند و دلها راست بود و باهم ساز وار و دستها یكدیگر را مددكار، شمشیرها بر یارى هم آخته و دیده ها به یكسو دوخته و اراده ها در پى یك چیز تاخته . آیا مهتران سراسر زمین نبودند و بر جهانیان فرمانروایى نمى نمودند!؟
پس بنگرید كه پایان كارشان به كجا كشید چون میانشان جدایى افتاد...



كمالات روحى و صفات كمالى


كمالات روحى و صفات كمالى از جمله عللى است كه نقش ایجاد و حفظ عزت را دارد، مادام كه انسان متصف به این كمالات است ، عزیز است ، و با كمرنگ شدن این صفات و روحیات عزت نیز كمرنگ مى شود.
از جمله این صفات و كمالات مى توان به موارد زیر اشاره كرد:
انصاف
پاس داشتن عدل و داد و رعایت حق مردمان و با آنان به راستى رفتار كردن ، از جمله امورى است كه عزت آدمى را پایدار مى كند و افزون مى سازد. از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است كه گفت : امیر مومنان علیه السلام در ضمن سختى فرمود:
الا انه من ینصف الناس من نفسه لم یزده الله الا عزا
بدانید هر كه از خود به مردم انصاف دهد، خداوند جز عزتش نیفزاید.
قیام به حق و گرفتن حق
مادام كه انسان براى حق برخیزد و در برپایى حق بكوشد در عزت خداست و خداوند از هر كه اقامه حق و داد كند خوارى ببرد و لباس ارجمندى و بزرگى بر تنش كند. از امام عسكرى علیه السلام چنین نقل شده است :
ما ترك الحق عزیز الا ذل ، و لا اخذ به ذلیل الا عز
هیچ عزیزى حق واننهاد مگر آنكه خوار شد، و هیچ خوارى اقامه حق نكرد مگر آنكه عزیز شد.
در گذشتن در عین قدرت و بخشش و پیوند
بزرگوارى و گذشت و بخشش از جمله امورى است كه عزت آفرین است و هر چه این كلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون مى شود. پیامبر بزرگوار و ارجمند اسلام فرموده است :
علیكم بالعفو، فان العفو لا یزید العبد الا عزا، فتعافوا یعزكم الله
بر شما باد به گذشت كه گذشت كردن جز بر عزت بنده نمى افزاید، پس از یكدیگر در گذرید تا خدا شما را عزیز كند.
همچنین شیخ طوسى (ره ) به اسناد خود روایت كرده است كه آن حضرت فرمود:
من عفا عن مظلمه ابدله الله بها عزا فى الدنیا و الاخره
آن كه از ستمى گذشت كند، خداوند در عوض آن به او عزت دنیا و آخرت بخشد.
جابر از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه فرمود:
ثلاث لایزید الله بهن المرء المسلم الاعزا: الصفح عمن ظلمه ، و اعطاء من حرمه ، و الصله لمن قطعه
سه چیز است كه خداوند به وسیله آنها جز عزت انسان مسلمان را نیفزیاد: گذشت از كسى كه به او ستم روا داشته ، و بخشیدن آن كه او را محروم ساخته ، و پیوند با آن كه از او بریده است .
فرو خوردن خشم
آن كه بر وجود خود قاهر است و خشم خود را فرو مى خورد به عزت الهى نایل مى شود. از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمود:
ما من عبد كظم غیظا الا زاده الله عزوجل عزا فى الدنیا و الاخره : و قد قال الله عزوجل : (و الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین ) و اثابه الله مكان غیظه ذلك
هیچ بنده اى خشمى را فرو نخورد، مگر آنكه خداى عزوجل عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید؛ و همانا خداى عزوجل فرموده است : و آنان كه فروخوردگان خشم و در گذرندگان از مردمند، و خدا نیكوكاران را دوست دارد. و خدا به جاى فرو خوردن خشمش او را چنین پاداش مى دهد.
صبر و استقامت
صبر و استقامت از مهمترین علل به وجود آورنده و پایدارنده عزت است . صبر در برابر گناه ، صبر در طاعت خدا، صبر در مصیبتها و صبر در برابر مال و مقام و خود را حفظ كردن آدمى را محكم و استوار مى كند.
صد هزاران كیمیا حق آفرید
كیمیایى همچو صبر آدم ندید
امام صادق علیه السلام فرموده است :
من صبر على مصیبه زاده الله عزوجل عزا على عزه
هر كه به مصیبتى شكیبایى ورزد، خداى عزوجل عزت بر عزتش بیفزاید.
شجاعت
شجاعت از كمالاتى است كه آدمى را استوار مى سازد و عزتش را نگه مى دارد چنانكه در سخنان على علیه السلام وارد شده است :
الشجاعه احد العزین
شجاعت یكى از دو عزت است .
شجاعت چنان عزت آفرین است كه خود برابر با تمام عزتهاى دیگر است ؛ و نمى گذارد آدمى تن به خوارى و پستى دهد كه على علیه السلام فرموده است :
الشجاعه عز حاضر
شجاعت عزتى است مهیا و آماده .
قناعت
قناعت و گسستن خود از فزون طلبى ، آدمى را عزت مى بخشد زیرا زیاده خواهى و هوس بى حاصل است كه آدمى را در دامن حسرت و خوارى فرو مى برد و چون ریشه این درخت زده شود، سربلندى و عزت به بار آید. در سخنان نورانى امیرمومنان علیه السلام وارد شده است .
القناعه تودى الى العز
قناعت به سوى عزت مى كشاند.
ثمره القناعه العز
میوه قناعت عزت است .
اقنع تعز
قناعت كن ، عزیز باش .
القناعه عز
قناعت عزت است .
خردمند هرگز از قناعت دست نمى كشد و تن به خوارى نمى سپارد.
عزت ز قناعت است و خوارى طمع
با عزت خود بساز و خوارى مطلب
برائت از بدى و شر
انسان به میزانى كه از بدى و شر پاك مى شود و از آن دورى و بیزارى مى جوید به بزرگى و ارجمندى مى رسد؛ وارهیدن از آن ، پیوستن به این را مى آورد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
من برى من الشر نال العز
هر كه از شر و بدى برائت جوید به عزت دست یابد.
علم و حلم
لاشرف كالعلم و لا عز كالحلم ...
هیچ شرف چون دانایى و هیچ عزت چون بردبار بودن نیست ...
صبر و تحمل
امیرالمؤ منین علیه السلام نتیجه صبر و تحمل امتهاى گذشته را چنین بیان مى فرماید:
... تا خدا دید چگونه در راه دوستى او بر آزار شكیبایند، و چسان از بیم او ناخوشایند را تحمل مى نمایند، از تنگناهاى بلا گشایشى برایشان پدید آورد. و از پس خوارى ، ارجمند شان فرمود و آرامش را جایگزین بیم كرد. پس پادشاهان حكمران شدند و پیشوایان با فر و شان و كرامت خدا درباره شان تا بدانجا رسید كه دیده آرزو نهایت آن را ندید...
حسن خلق
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:
علیكم بمكارم الاخلاق فانها رفعه و ایاكم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد
بر شما باد به اخلاق نیكو چرا كه موجب رفعت و بلندى است و بپرهیزید از اخلاق پست . زیرا شخصى بزرگ را پست مى كند و مجد و عزت را نابود مى سازد.
تواضع
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
التواضع لایزید العبد الا رفعه فتواضعوا یرفعكم الله
فروتنى جز بر رفعت و بلندى مقام بنده نمى افزاید پس تواضع پیشه كنید تا خداوند مقام شما را بالا برد.
اطاعت از رهبران عادل
و طاعه ولاه العدل تمام العز
و فرمانبردارى از والیان عادل نهایت عزت است .
صدق
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:
الصدق عز
راستى عزت است .
الصادق على شفا منجاه و كرامه ...
راستگو بر كنگره هاى رستگارى و بزرگوارى است ...






عوامل ذلت


با دقت در آنچه گذشت ، امورى كه موجب ذلت و خوارى انسان است ، معلوم مى گردد، زیرا عمل نكردن و سازگار نبودن با موجبات عزت ، سبب ذلت خواهد بود لكن براى توضیح بیشتر، برخى از عوامل ذلت را یاد آور مى شویم .
نفاق و دوستى با كافران
خداوند متعال در قرآن مجید بیان مى فرماید: كه عزت تنها از آن خدا و پیامبرش و مومنین مى باشد و لكن منافقین درك نمى كنند و در آیه دیگر به منافقین كه كافران را دوست مى دارند و در پى كسب عزت در پیش آنان هستند وعده عذاب مى دهد.
بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما. الذین یتخذون الكافرین اولیاء من دون المومنین ایبتغون عندهم العزه لله جمیعا
و مژده بده منافقین را به این كه عذاب دردناك برایشان (مقرر) است . آنانكه مومنان را ترك گفته و كافران را دوست گرفتند، آیا عزت را در پیش ایشان جستجو مى كنند پس همانا تمام عزت براى خداست .
طلب عزت از غیر خدا
چنانكه از آیه شریفه معلوم شد تمام عزت براى خداست پس هر كس غیر از خداوند متعال طلب عزت نماید و به خاطر كسب شرف و كرامت به سوى غیرخدا دست دراز كند، ذلیل خواهد شد.
امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره مى فرماید:
من اعتز بغیر الله سبحانه ذل
هر كس به غیر خدا عزت یابد، ذلیل شود.
و به همین مضمون از رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز روایت شده است كه :
من اعتز بالعبید اذله الله
هر كس به بندگان عزیز گردد خداى تعالى وى را ذلیل كند.
ترك جهاد
رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرماید:
للجنه باب یقال له باب المجاهدین ... قال : فمن ترك الجهاد البسه الله ذلا و فقرا فى معیشته و محقا فى دینه .
بهشت درى دارد كه به آن باب مجاهدان گفته مى شود... و فرمود: پس هر كس جهاد را ترك كند خداوند لباس مذلت را به اوى مى پوشاند...
چنانكه جهاد تنها موجب عزت براى نسل جهادگر در هر عصر نیست ، بلكه موجب سرافرازى نسلهاى آنیده نیز مى باشد، در مقابل ترك جهاد هم موجب ذلت و سرافكندگى براى نسل حاضر و آینده مى شود. امیرالمؤ منین علیه السلام مى فرماید:
فعاودوا الكر، و استحیوا من الفر، فانه عار فى الاعقاب ، و نار یوم الحساب
پس پشت سر هم حمله آورید و از فرار شرم كنید كه موجب سرافكندگى و عار در نسلهاى بعد و نیز سبب آتش در روز حساب است .
سستى در جهاد و فرصت دادن به دشمن
باید به موقع و در اولین فرصت ممكن به جهاد اقدام كرد و فرصت را از دست دشمن خارج نمود و با ابتكار عمل و سرعت عمل و هوشیارى نظامى ، دشمن را سركوب كرد. و گرنه اهمال در جهاد و فرصت دادن به دشمن ، موجب ذلت خواهد شد.
امیرالمؤ منین علیه السلام مى فرماید:
... و قلت لكم اغزوهم قبل ان یغزوكم فوالله ما غزى قوم قط فى عقر دارهم الا ذلوا...
... و گفتم با آنان بستیزید پیش از آنكه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمى در آستانه خانه شان نجنگیدند جز كه جامه خوارى بر آن مردم پوشاندند.
اختلاف و تشتت
اختلاف و تشتت هر ملتى موجب ذلت ، هلاكت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود.
قرآن كریم مى فرماید:
و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحكم
راه نزاع و اختلاف نپیمایید كه سست شوید و شوكت و قدرت شما از بین برود.
در سخن معجزه آساى على علیه السلام نیز درباره امتهاى گذشته و موجبات ذلت ایشان چنین آمده است :
... پس بنگرید كه پایان كارشان به كجا كشید. چون میانشان جدایى افتاد و الفت به پراكندگى انجامید و سخنها و دلهاشان گونه گون گردید. از هم جدا شدند و به حزبها گراییدند و خدا لباس كرامت خود را از تنشان برون آورد و نعمت فراخ خویش از دستشان به دور كرد و داستان آنان میان شما ماند و آن را براى پند گیرند، عبرت گرداند...
زیر سلطه بودن
انسانى كه خداوند او را آزاد آفریده اگر به اختیار خود، طوق بندگى قلدران حاكم را به گردن افكند، شرافت انسانى خود را نابود كرده است .
امیرمومنان علیه السلام مى فرماید:
... و لاتكن عبد غیرك و قد جعلك الله حرا
... بنده دیگران مباش در حالى كه خداوند ترا آزاد آفریده است .
و در بیانى دیگر مى فرماید:
كل عزیز داخل تحت القدره فذلیل
هر ارجمندى كه تحت سیطره قدرتى باشد ذلیل است .
تجمل پرستى
تجمل پرستى و تشریفات گرایى موجب نیازمندى و وابستگى است ؛ زیرا زندگى تشریفاتى حد و مرزى ندارد تا با رسیدن به آن نیاز مرتفع شود و از جهت همین نیاز، وابستگى پیش مى آید. وابستگى به افراد یا منابعى كه این نیازمندى را بتوانند بر طرف كنند، موجب ذلت و خوارى براى انسان مى شود؛ زیرا تامین كنندگان این گونه نیازها به شرط تامین منافع خود و بهره برى از شخص وابسته ، اقدام به این كار مى كنند.
اصولا وابسته شدن به زندگى و تشریفات آن براى همه به ویژه نیروهاى مسلح خطرناك است حتى اگر وابستگى به اشخاص زر اندوز و زورمند هم پیش نیاید، نفس دل بستن به جلوه هاى رنگارنگ زندگى مادى و پیوسته دنبال تجملات بودن انسان را از رسیدن به اهداف عالى باز مى دارد و باعث تحقیر شخصیت انسان و در نتیجه ذلت خواهد و اگر فرهنگ اسراف و تجمل پرستى بر نیروهاى مسلح حاكم گردد و نظامیان به آنها خو كنند، دیگر انتظار شجاعت ، استوارى مقاومت و دشمن ستیزى از چنین نیرویى بیهوده خواهد بود. چنانكه تجربه نشان داده است .
خداوند متعال در قرآن كریم مى فرماید:
اى پیامبر بگو - امت را - اگر شما پدران ، فرزندان ، برادران ، زنان ، خویشاوندان و اموالى كه جمع آورده اید و تجارتى كه از كسادى آن بیمناكید و منازلى را كه به آن دل خوش داشته اید، بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست مى دارید، پس منتظر باشید تا امر خدا برسد - و دنیا طلبان بدكار از كار خویش پشتیبان شوند - و خداوند بدكاران را - به راه بهشت و سعادت - هدایت نخواهد كرد.
اخلاق ناپسند
رفتارهاى ناپسند و مذموم ، موجبات ذلت انسان را فراهم مى كند.
امیرالمؤ منین علیه السلام مى فرماید:
... و ایاكم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد
بر حذر باشید از اخلاق پست چرا كه انسان بزرگوار را پست مى كند و مجد و كرامت را نابود مى سازد.
و از جمله اخلاق هاى زشت كه انسان را به خوارى دچار مى كند تكبر و دروغگویى است .
على علیه السلام مى فرماید:
من تكبر على الناس ذل
هر كس با مردم با تكبر برخورد كند ذلیل مى شود.
امیرالمؤ منین علیه السلام مى فرماید:
و ان الكاذب لمهان ذلیل
همانا دروغگو پست و خوار است .

درباره وبلاگ

عاشقم من عاشق سید علی
جان اگر خواهد بگویم من بلی

دل سپردم من به روی این ولی
جان فدایش بی سوال و بی ولی

ماه تابان برشب هجران ماست
نور رویش گشته بر ما منجلی

گر بخواهد یاری از من ماه من
می شتابم سوی او بی تنبلی

گر دهد اذن شهادت بر من او
می نهم بر دیده با یک یا علی
مدیر وبلاگ : منتظر ظهور

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان